جایگاه ادبیات ایران در جهان
"مقدمه ی وبلاگ"
بی شک ادبیات ایران پیش از آنکه یکی از دروس مدرسه و دانشگاه باشد بیانگر هویت ایران و ایرانی هاست.
هویتی شگرف برای نمایش فرهنگ ایران در سطح بین الملل!
ادبیات ایران در جهان همواره زبانزد دل ها و احساسات همگان بوده است.
برای مثال ویکتورهوگو، خالق داستانهای «گوژپشت نتردام» و «بینوایان»، شعر هم میسرود و در یکی از مجموعههای شعرش، به نام «شرقیها» ، تحت تأثیر سعدی شیرازی و دیگر شاعران مشرق زمین بوده است.
آنه ماری شیمل، مولاناپژوه آلمانی آثار متعددی درباره این شاعر نوشت؛ از جمله «شکوه شمس»، «نوای نی» و... .

شاید بیشتر کسانی که با ادبیات سر و کار دارند، شنیده باشند که یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و نویسنده آلمانی، به شدت به حافظ شیرازی ارادت داشته است تا جایی که تحت این تأثیر، آثاری به نامهای «حافظنامه»، «قلندرنامه» و «رندی نامه» نوشته و در جایی گفته است: کمال بیخردی است اگر کسی تصور برابری با حافظ را در سر بپروراند.
در قرن 18 میلادی، این سر ویلیام جونز بود که با نوشتن یک تراژدی بر اساس داستان رستم و سهراب، پای شاهنامه را به اروپا باز کرد. ماتیو آرنولد، شاعر انگلیسی با این که فارسی نمیدانست، با الهام از داستان رستم و سهراب در شاهنامه، یک منظومه سرود و علاوه بر این، درباره اقتباس از داستانهای شاهنامه فردوسی هم مقاله نوشت.











